اولین باری که چهارتایی رستوران رفتیم
چند شب پیش برای اولین بار چهارتایی رفتیم رستوران توت فرنگی اخه همیشه بابایی یکی از ارزوهاش این بود که بزرگ بشید باهم بریم بیرون غذا بخوریم ولی واییییییییییییییییییی از دست علی اقا وط رستوران حوض اب بود و علی اقا همش دستش را میخواست بکنه داخل اب و بعدشم که روی تختها نشتیم همش از اینطرف به اونطرف میرفتید و نمکدون و دستمال کاغذی را خالی کردید وتوجه همه را به خودتون جلب کردیه بودید اخرشم فاطمه خورد به لبه تخت و از لبش کلی خون امد و بلاخره تونستیم فاطمه را با ماست سرگرم کنیم هرچند همه لباست ماستی شده بود ولی علی اقا دست بردار نبود و میخواست بره سراغ اب بازی بلاخره شام را نصفه خوردیم و امدیم خونه
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


اولین باری که چهارتایی رستوران رفتیم
